غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۳ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

هر نفسی شور عشق در دو جهان افکنی

آتش سودای خویش در دل و جان افکنی

۱

جان و دل خسته را ز آرزوی خویشتن

گه به خروش آوری گه به فغان افکنی

۲

گر به سر کوی خویش پردهٔ عشاق را

گل کنی از خاک و خون کار به جان افکنی

۳

گر بگشایی ز بند گوهر دریای عشق

بی دل و جان صد هزار سر عیان افکنی

۴

هر نفسی روی خویش باز بپوشی به زلف

تا دل عطار را در خفقان افکنی

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: افکنیقافیه: ـان۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«افکنی» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. افکنیافکنی
  2. خویشتنافکنی
  3. راافکنی
  4. عشقافکنی
  5. زلفافکنی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.