بخش
غزلیات عطار
این بخش از «دیوان اشعار» عطار است و ۸۵۲ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۸۵۲
- صفحه
- ۵۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۲۴۱غزل شمارهٔ ۲۴۱از سر زلف دلکشت بوی به ما نمیرسدبوی کجا به ما رسد چون به صبا نمیرسدخواندن شعر ‹
- ۲۴۲غزل شمارهٔ ۲۴۲مرد ره عشق تو از دامن تر ترسدآن کس که بود نامرد از دادن سر ترسدخواندن شعر ‹
- ۲۴۳غزل شمارهٔ ۲۴۳ذوق وصلت به هیچ جان نرسدشرح رویت به هر زبان نرسدخواندن شعر ‹
- ۲۴۴غزل شمارهٔ ۲۴۴شکن زلف چو زنار بتم پیدا شدپیر ما خرقهٔ خود چاک زد و ترسا شدخواندن شعر ‹
- ۲۴۵غزل شمارهٔ ۲۴۵ای به خود زنده مرده باید شدچون بزرگان به خرده باید شدخواندن شعر ‹
- ۲۴۶غزل شمارهٔ ۲۴۶پیر ما وقت سحر بیدار شداز در مسجد بر خمار شدخواندن شعر ‹
- ۲۴۷غزل شمارهٔ ۲۴۷قصهٔ عشق تو چون بسیار شدقصهگویان را زبان از کار شدخواندن شعر ‹
- ۲۴۸غزل شمارهٔ ۲۴۸یک شرر از عین عشق دوش پدیدار شدطای طریقت بتافت عقل نگونسار شدخواندن شعر ‹
- ۲۴۹غزل شمارهٔ ۲۴۹در راه تو هر که راهبر شدهر لحظه به طبع خاک تر شدخواندن شعر ‹
- ۲۵۰غزل شمارهٔ ۲۵۰چو خورشید جمالت جلوهگر شدچو ذره هر دو عالم مختصر شدخواندن شعر ‹
- ۲۵۱غزل شمارهٔ ۲۵۱برقع از خورشید رویش دور شدای عجب هر ذرهای صد حور شدخواندن شعر ‹
- ۲۵۲غزل شمارهٔ ۲۵۲بار دگر پیر ما مفلس و قلاش شددر بن دیر مغان ره زن اوباش شدخواندن شعر ‹
- ۲۵۳غزل شمارهٔ ۲۵۳بیچاره دلم در سر آن زلف به خم شددل کیست که جان نیز درین واقعه هم شدخواندن شعر ‹
- ۲۵۴غزل شمارهٔ ۲۵۴چون عشق تو داعی عدم شدنتوان به وجود متهم شدخواندن شعر ‹
- ۲۵۵غزل شمارهٔ ۲۵۵گر در صف دین داران دین دار نخواهم شداز بهر چه با رندان در کار نخواهم شدخواندن شعر ‹
- ۲۵۶غزل شمارهٔ ۲۵۶هر که در بادیهٔ عشق تو سرگردان شدهمچو من در طلبت بی سر و بی سامان شدخواندن شعر ‹
