بخش
غزلیات عطار
این بخش از «دیوان اشعار» عطار است و ۸۵۲ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۸۵۲
- صفحه
- ۵۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۴۹غزل شمارهٔ ۴۹مرا در عشق او کاری فتادستکه هر مویی به تیماری فتادستخواندن شعر ‹
- ۵۰غزل شمارهٔ ۵۰ندانم تا چه کارم اوفتادستکه جانی بی قرارم اوفتادستخواندن شعر ‹
- ۵۱غزل شمارهٔ ۵۱مفشان سر زلف خویش سرمستدستی بر نه که رفتم از دستخواندن شعر ‹
- ۵۲غزل شمارهٔ ۵۲عزم آن دارم که امشب نیم مستپایکوبان کوزهٔ دُردی به دستخواندن شعر ‹
- ۵۳غزل شمارهٔ ۵۳دلی کز عشق جانان دردمند استهمو داند که قدر عشق چند استخواندن شعر ‹
- ۵۴غزل شمارهٔ ۵۴پی آن گیر کاین ره پیش بردستکه راه عشق پی بردن نه خردستخواندن شعر ‹
- ۵۵غزل شمارهٔ ۵۵زان پیش که بودها نبودستبود تو ز ما جدا نبودستخواندن شعر ‹
- ۵۶غزل شمارهٔ ۵۶ره عشاق راهی بیکنار استازین ره دور اگر جانت به کار استخواندن شعر ‹
- ۵۷غزل شمارهٔ ۵۷آتش عشق تو در جان خوشتر استجان ز عشقت آتشافشان خوشتر استخواندن شعر ‹
- ۵۸غزل شمارهٔ ۵۸لعلت از شهد و شکر نیکوتر استرویت از شمس و قمر نیکوتر استخواندن شعر ‹
- ۵۹غزل شمارهٔ ۵۹آن دهان نیست که تنگ شکر استوان میان نیست که مویی دگر استخواندن شعر ‹
- ۶۰غزل شمارهٔ ۶۰عشق را گوهر ز کانی دیگر استمرغ عشق از آشیانی دیگر استخواندن شعر ‹
- ۶۱غزل شمارهٔ ۶۱ذرهای اندوه تو از هر دو عالم خوشتر استهر که گوید نیست دانی کیست آن کس کافر استخواندن شعر ‹
- ۶۲غزل شمارهٔ ۶۲مرکب لنگ است و راه دور استدل را چکنم که ناصبور استخواندن شعر ‹
- ۶۳غزل شمارهٔ ۶۳اگر تو عاشقی معشوق دور استوگر تو زاهدی مطلوب حور استخواندن شعر ‹
- ۶۴غزل شمارهٔ ۶۴چه رخساره که از بدر منیر استلبش شکر فروش جوی شیر استخواندن شعر ‹
