لعلت از شهد و شکر نیکوتر است
رویت از شمس و قمر نیکوتر است
۱خادم زلف تو عنبر لایق است
هندوی رویت بصر نیکوتر است
۲حلقههای زلف سرگردانت را
سر ز پا و پا ز سر نیکوتر است
۳از مفرحها دل بیمار را
از لب تو گلشکر نیکوتر است
۴بوسهای را میدهم جانی به تو
کار با تو سر به سر نیکوتر است
۵رستهٔ دندانت در بازار حسن
استخوانی از گهر نیکوتر است
۶هیچ بازاری چنان رسته ندید
زانکه هریک زان دگر نیکوتر است
۷عارضت کازرده گردد از نظر
هر زمانی در نظر نیکوتر است
۸چون کسی را بر میانت دست نیست
دست با تو در کمر نیکوتر است
۹چون لب لعلت نمک دارد بسی
گر خورم چیزی جگر نیکوتر است
۱۰کار رویم تا به تو رو کردهام
دور از رویت ز زر نیکوتر است
۱۱گر دل عطار شد زیر و زبر
دل ز تو زیر و زبر نیکوتر است
۱۲