غزلیاتغزل شمارهٔ ۵۵ عطارشاعرعطارمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریزان پیش که بودها نبودستبود تو ز ما جدا نبودست۱چون بود تو بود بود ما بودکی بود که بود ما نبودست۲گر بود تو بود بود ما نیموقوف تو بد چرا نبودست۳ما بر در تو چو خاک بودیمنه آب و نه گل هوا نبودست۴در صدر محبتت نشاندیمزان پیش که حرف لا نبودست۵دریای تو جوش سر برآوردپر شد همه جا و جا نبودست۶عطار ضعیف را دل ریشجز درد تو به دوا نبودست۷