غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

عشق تو قلاوز جهان است

سودای تو رهنمای جان است

۱

وصل تو خلاصهٔ وجود است

درد تو دریچهٔ عیان است

۲

هاروت تو چاره ساز سحر است

یاقوت تو مایه‌بخش جان است

۳

کس را ز دهان تو سخن نیست

زان روی که نقطه گمان است

۴

تا بر دهنت نهاده‌ام دل

این تنگ‌دلی من از آن است

۵

لعلت شکری است تنگ بر تنگ

یعنی دل من بر آن دهان است

۶

کس بر کمرت میان ندیدست

گرچه کمر تو را میان است

۷

تا ابروی چون کمانت دیدم

صد گونه زِهَم ، از آن کمان است

۸

چون ابروی توست چون کمانی

چندین زِهَم ، از چه در زبان است

۹

دندان تو مغز پستهٔ توست

مغزی دیدی که استخوان است

۱۰

گفتی که دلت بسوز در عشق

یعنی که سپند عاشقان است

۱۱

از دست تو دل چگونه سوزم

چون پای غم تو در میان است

۱۲

یک ذره غم تو خوشتر آید

از هر شادی که در جهان است

۱۳

آن درد که در دل من از توست

هر وصف که گویمش نه آن است

۱۴

در روی من شکسته دل خند

گر موجب خنده زعفران است

۱۵

در کار عقوبت تو عطار

چون ممتحنی در امتحان است

۱۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: استقافیه: ـان۱۴ از ۱۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. استاست
  3. استاست
  4. نیستاست
  5. دلاست
  6. تنگاست
  7. ندیدستاست
  8. دیدماست
  9. کمانیاست
  10. توستاست
  11. عشقاست
  12. سوزماست
  13. آیداست
  14. توستاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.