تا عشق تودر میان جان است
جان بر همه چیز کامران است
۱یارب چه کسی که در دو عالم
کس قیمت عشق تو ، نَدان است
۲عشقت به همه جهان دریغ است
زان است که از جهان نهان است
۳اندوه تو کوه بیقرار است
سودای تو بحر بی کران است
۴شادی دل کسی که دایم
با درد غم تو شادمان است
۵با تو نفسی نشسته بودم
دیری است کم آرزوی آن است
۶گر دست دهد دمی وصالت
پیش از اجل آرزوی آن است
۷جانا چو تو از جهان فزونی
خود جان ز چه بستهٔ جهان است
۸بی صبر و قرار جان عطار
بر بوی وصال جاودان است
۹