غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

مفشان سر زلف خویش سرمست

دستی بر نه که رفتم از دست

۱

دریاب مرا که طاقتم نیست

انصاف بده که جای آن هست

۲

تا نرگس مست تو بدیدم

از نرگس مست تو شدم مست

۳

ای ساقی ماه‌روی برخیز

کان آتش تیز توبه بنشست

۴

در ده می کهنه ای مسلمان

کین کافر کهنه توبه بشکست

۵

در بتکده رفت و دست بگشاد

زنار چهار گوشه بربست

۶

دردی بستد بخورد و بفتاد

وز ننگ وجود خویشتن رست

۷

عطار درو نظاره می‌کرد

تا زین قفس فنا برون جست

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـست۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. سرمستدست
  2. نیستهست
  3. بدیدممست
  4. برخیزبنشست
  5. مسلمانبشکست
  6. بگشادبربست
  7. بفتادرست
  8. می‌کردجست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.