بخش

غزلیات عطار

این بخش از «دیوان اشعار» عطار است و ۸۵۲ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۸۵۲
صفحه
۵۴

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۷ وزن)

اشعار (۸۵۲ مورد · نمایش ۳۲۱ تا ۳۳۶)

  1. ۳۲۱غزل شمارهٔ ۳۲۱آن را که ز وصل او خبر بودهر روز قیامتی دگر بودخواندن شعر ‹
  2. ۳۲۲غزل شمارهٔ ۳۲۲عشق بی درد ناتمام بودکز نمک دیگ را طعام بودخواندن شعر ‹
  3. ۳۲۳غزل شمارهٔ ۳۲۳آنچه نقد سینهٔ مردان بودزآرزوی آن فلک گردان بودخواندن شعر ‹
  4. ۳۲۴غزل شمارهٔ ۳۲۴عشق را پیر و جوان یکسان بودنزد او سود و زیان یکسان بودخواندن شعر ‹
  5. ۳۲۵غزل شمارهٔ ۳۲۵آنرا که ز وصل او نشان بوددل گم شدگیش جاودان بودخواندن شعر ‹
  6. ۳۲۶غزل شمارهٔ ۳۲۶هر که را با لب تو پیمان بوداجل او از آب حیوان بودخواندن شعر ‹
  7. ۳۲۷غزل شمارهٔ ۳۲۷هر که را اندیشهٔ درمان بوددرد عشق تو برو تاوان بودخواندن شعر ‹
  8. ۳۲۸غزل شمارهٔ ۳۲۸زلف تو که فتنهٔ جهان بودجانم بربود و جای آن بودخواندن شعر ‹
  9. ۳۲۹غزل شمارهٔ ۳۲۹هر که را ذره‌ای وجود بودپیش هر ذره در سجود بودخواندن شعر ‹
  10. ۳۳۰غزل شمارهٔ ۳۳۰هر که را در عشق تو کاری بودهر سر مویی برو خاری بودخواندن شعر ‹
  11. ۳۳۱غزل شمارهٔ ۳۳۱مرد یک موی تو فلک نبودمحرم کوی تو ملک نبودخواندن شعر ‹
  12. ۳۳۲غزل شمارهٔ ۳۳۲چو در غم تو جز جان چیزی دگرم نبودپیش تو کشم کز تو غمخوارترم نبودخواندن شعر ‹
  13. ۳۳۳غزل شمارهٔ ۳۳۳کسی کو خویش بیند بنده نبودوگر بنده بود بیننده نبودخواندن شعر ‹
  14. ۳۳۴غزل شمارهٔ ۳۳۴با لب لعلت سخن در جان رودبا سر زلف تو در ایمان رودخواندن شعر ‹
  15. ۳۳۵غزل شمارهٔ ۳۳۵دل به امید وصل تو باد به دست می‌رودجان ز شراب شوق تو باده‌پرست می‌رودخواندن شعر ‹
  16. ۳۳۶غزل شمارهٔ ۳۳۶تا سر زلف تو درهم می‌روددر جهان صد خون به یک دم می‌رودخواندن شعر ‹