دل به امید وصل تو باد به دست میرود
جان ز شراب شوق تو بادهپرست میرود
۱از می عشق جان ما یافت ز دور شمهای
زیر زمین به بوی آن با دل مست میرود
۲از می عشق ریختن بر دل آدم اندکی
از دل او به هر دلی دست به دست میرود
۳رخ بنمای گه گهی کز پی آرزوی تو
بر دل و جان عاشقان سخت شکست میرود
۴در ره تو رونده را در قدم نخستمین
نیست به نیست میفتد هست به هست میرود
۵بالغ راه کی شوی چون ندهی به دوست جان
گرچه ز سال عمر تو پنجه و شصت میرود
۶گم شدهای فرید تو بازکش این زمان عنان
کافر چرخ ازین سخن سر زده پست میرود
۷