غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۸ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

نیست مرا به هیچ رو، بی تو قرار، ای پسر!

بی تو به سر نمی‌شود، زین همه کار، ای پسر!

۱

صبح دمید و گل شکفت، از پی عیش، دم به دم

چنگ بساز، ای صنم! باده بیار، ای پسر!

۲

تا که ازین خمار غم، خون جگر بود مرا

هین بشکن ز خونِ خُم، رنج خمار، ای پسر!

۳

چند غم جهان خورم؟ چون نیَم اهل این جهان

باده بیار تا کنم، زود گذار، ای پسر!

۴

من چو به تَرک نام و ننگ، از دلِ جان بگفته‌ام

چند به زهد خوانیم؟ دست بدار، ای پسر!

۵

چون به شمار کس نیم، سر به هوا برآورم

تا نکَنندم از جهان، هیچ شمار، ای پسر

۶

نیست مرا ز هیچ کس، هیبت نیم جو ز من

هست مرا یکی شده، منبر و دار، ای پسر!

۷

جان فرید از نفاق، ننگ به نام خلق شد

پس تو ز شرح حال خود، ننگ مدار، ای پسر!

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: ای پسرقافیه: ـار۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. پسرپسر
  2. دمپسر
  3. مراپسر
  4. جهانپسر
  5. بگفته‌امپسر
  6. برآورمپسر
  7. منپسر
  8. شدپسر

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.