بخش
غزلیات عطار
این بخش از «دیوان اشعار» عطار است و ۸۵۲ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۸۵۲
- صفحه
- ۵۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۸۱غزل شمارهٔ ۸۱هر شور و شری که در جهان استزان غمزهٔ مست دلستان استخواندن شعر ‹
- ۸۲غزل شمارهٔ ۸۲تا چشم برندوزی از هر چه در جهان استدر چشم دل نیاید چیزی که مغز جان استخواندن شعر ‹
- ۸۳غزل شمارهٔ ۸۳عشق تو قلاوز جهان استسودای تو رهنمای جان استخواندن شعر ‹
- ۸۴غزل شمارهٔ ۸۴تا عشق تودر میان جان استجان بر همه چیز کامران استخواندن شعر ‹
- ۸۵غزل شمارهٔ ۸۵جهانی جان چو پروانه از آن استکه آن ترسا بچه شمع جهان استخواندن شعر ‹
- ۸۶غزل شمارهٔ ۸۶همه عالم خروش و جوش از آن استکه معشوقی چنین پیدا، نهان استخواندن شعر ‹
- ۸۷غزل شمارهٔ ۸۷رهی کان ره نهان اندر نهان استچو پیدا شد عیان اندر عیان استخواندن شعر ‹
- ۸۸غزل شمارهٔ ۸۸چون دلبر من سبز خط و پسته دهان استدل بر خط حکمش چو قلم بسته میان استخواندن شعر ‹
- ۸۹غزل شمارهٔ ۸۹کم شدن در کم شدن دین من استنیستی در هستی آیین من استخواندن شعر ‹
- ۹۰غزل شمارهٔ ۹۰عشق تو ز اختیار بیرونستوصل تو ز انتظار بیرونستخواندن شعر ‹
- ۹۱غزل شمارهٔ ۹۱عشق جمال جانان دریای آتشین استگر عاشقی بسوزی زیرا که راه این استخواندن شعر ‹
- ۹۲غزل شمارهٔ ۹۲شیر در کار عشق مسکین استعشق را بین که با چه تمکین استخواندن شعر ‹
- ۹۳غزل شمارهٔ ۹۳بت ترسای من مست شبانه استچه شور است این کزان بت در زمانه استخواندن شعر ‹
- ۹۴غزل شمارهٔ ۹۴هر که درین دیرخانه مرد یگانه استتا به دم صور مست درد مغانه استخواندن شعر ‹
- ۹۵غزل شمارهٔ ۹۵ای به وصفت ، گم شده هرجان که هستجان تنها نه خرد چندان که هستخواندن شعر ‹
- ۹۶غزل شمارهٔ ۹۶خراباتی است پر رندان سرمستز سر مستی همه نه نیست و نه هستخواندن شعر ‹
