شیر در کار عشق مسکین است
عشق را بین که با چه تمکین است
۱نکشد کس کمان عشق به زور
عشق شاه همه سلاطین است
۲دلم از دلبران بتی بگزید
کو به رخ همچو ماه و پروین است
۳از لطیفی که هست آن دلبر
فخر خوبان چین و ماچین است
۴وصف خوبی او چه دانم گفت
هرچه گویم هزار چندین است
۵خوب رویی شگرف گفتاری
که به صورت فرشته آیین است
۶آن نگاری که روی او قمر است
طرهاش مشک عنبرآگین است
۷من چو فرهاد در غمش زارم
کو به حسن و جمال شیرین است
۸صفتش در زمانه ممتاز است
دیدنش روح را جهان بین است
۹آن ستم کز صنم کشید فرید
بیگمان آفت دل و دین است
۱۰