روی تو شمع آفتاب بس است
موی تو عطر مشک ناب بس است
۱چند پیکار آفتاب کشم
قبلهٔ رویت آفتاب بس است
۲روی چون روز در نقاب مپوش
زلف شبرنگ تو نقاب بس است
۳به خطا گر کشیدمت سر زلف
چین ابروی تو جواب بس است
۴گر همه عمر این خطا کردم
در همه عمرم این صواب بس است
۵تاب در زلف دلستان چه دهی
دل من بی تو جای تاب بس است
۶چه قرارم بری که خواب از من
برد آن چشم نیم خواب بس است
۷چه زنی در من آتشی که مرا
در گذشته ز فرق آب بس است
۸گر ز ماهی طلب کنی سی روز
از توام سی در خوشاب بس است
۹تا ابد بیهشان روی تو را
عرق روی تو گلاب بس است
۱۰مجلس انس تشنگان تو را
لب میگون تو شراب بس است
۱۱رگ و پی در تنم در آن مجلس
همچو زیر و بم رباب بس است
۱۲گر نمکدان تو شکر ریز است
دل پر شور من کباب بس است
۱۳دل عطار تا که جان دارد
کنج عشق تو را خراب بس است
۱۴