هر که را ذرهای ازین سوز است
دی و فرداش نقد امروز است
۱هست مرد حقیقت ابنالوقت
لاجرم بر دو کون پیروز است
۲چون همه چیز نیست جز یک چیز
پس بسی سال و ماه یک روز است
۳صد هزاران هزار قرن گذشت
لیک در اصل جمله یک سوز است
۴چون پی یار شد چنان سوزی
شب و روزش چو عید و نوروز است
۵ذرهای سوز اصل میبینم
که همه کون را جگر دوز است
۶نیست آن سوز از کسی دیگر
بل همان سوز آتشافروز است
۷سوز معشوق در پس پرده
عاشقان را دلیلآموز است
۸هرکه او شاهباز این سر نیست
زین طریقت جهنده چون یوز است
۹تو اگر مردی این سخن پی بر
که فرید آنچه گفت مرموز است
۱۰