غزلیاتغزل شمارهٔ ۴۷ عطارشاعرعطارمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریتا که عشق تو حاصل افتادستکار ما سخت مشکل افتادست۱آب از دیدهها از آن باریمکاتش عشق در دل افتادست۲در ازل پیش از آفرینش جسمجان به عشق تو مایل افتادست۳جان نه تنهاست عاشق رویتپای دل نیز در گل افتادست۴سالکان یقین روی تو رابارگاه تو منزل افتادست۵من رسیدم به وصل بی وصفتعقل را رای باطل افتادست۶کس نگوید که این چرا وز چیستزانکه این سر مشکل افتادست۷فتنه عطار در جهان افکندچاه، ماروت بابل افتادست۸دل عطار بر دلت مثلیمرغکی نیم بسمل افتادست۹