این چه سوداست کز تو در سر ماست
وین چه غوغاست کز تو در بر ماست
۱از تو در ما فتاده شور و شری
این همه شور و شر نه در خور ماست
۲تا تو کردی به سوی ما نظری
ملک هر دو جهان مسخر ماست
۳پاکباز آمدهایم از دو جهان
کاتشات در میانِ جوهر ماست
۴آتشی کز تو در نهادِ دل است
تا ابد رهنمای و رهبر ماست
۵دیدهای کو که روی تو بیند
دیده تیره است و یار در بر ماست
۶ما درین ره حجاب خویشتنیم
ورنه روی تو در برابر ماست
۷تا که عطار عاشق غم توست
دل اصحابِ ذوق غمخور ماست
۸