عاشقی و بی نوایی کار ماست
کار کار ماست چون او یار ماست
۱تا بود عشقت میان جان ما
جان ما در پیش ما ایثار ماست
۲جان ما زان است جان ، کو جان ماست
جان ما بی فخر عشقش عار ماست
۳عشق او آسان همی پنداشتم
سد ما در راه ما پندار ماست
۴کار ما چون شد ز دست ما کنون
هرچه درد و دردی است آن کار ماست
۵بوده عمری در میان اهل دین
وین زمان تسبیح ما زنار ماست
۶چون به مسجد یک زمان حاضر نهایم
نیست این مسجد که این خمار ماست
۷کیست چون عطار در خمار عشق
کین زمان در درد دردی خوار ماست
۸