عذر آوردن مرغان

سوگواری مردی که بی‌قرار و پند بیدلی به او عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ابلهی را میوهٔ دل مرده بود

صبر و آرام و قرارش برده بود

۱

از پس تابوت می‌شد سوگوار

بی‌قراری، وانگهی می‌گفت زار

۲

کای جهان نادیدهٔ من چون شدی

هیچ نادیده جهان بیرون شدی

۳

بی‌دلی چون آن شنید و کار دید

گفت صد باره جهان انگار دید

۴

گر جهان با خویش خواهی برد تو

هم جهان نادیده خواهی مرد تو

۵

تا که تو نظارهٔ عالم کنی

عمر شد کی درد را مرهم کنی

۶

تا نپردازی تو از نفس خسیس

در نجاست گم شد این جان نفیس

۷

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ عذر آوردن مرغان (۹۸ شعر) قرار دارد.