غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چه رخساره که از بدر منیر است

لبش شکر فروش جوی شیر است

۱

سر هر موی زلفش از درازی

جهان سرنگون را دستگیر است

۲

قمر ماند از خط او پای در قیر

که در گرد خطش هم جوی قیر است

۳

خطا گفتم مگر مشک ختاست او

که در پیرامن بدر منیر است

۴

خط نو خیزش از سبزی جوان است

که کمتر خط پیشش عقل پیر است

۵

نیاید در ضمیر کس که آن خط

چگونه نوبهاری در ضمیر است

۶

جهان جان سزای وصل او هست

که او در جنب وصل او حقیر است

۷

کجا زو بر تواند خورد عاشق

کزو ناز است و از عاشق نفیر است

۸

مرا از جان گریز است ار بگویم

که یک ساعت از آن دلبر گزیر است

۹

مکن ای شمع خوبان ناز چندین

که شمع حسن خوبان زود میر است

۱۰

فرید یک دلت را یک شکر ده

که در صاحب نصابی او حقیر است

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـیر۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. درازیاست
  3. قیراست
  4. اواست
  5. استاست
  6. خطاست
  7. هستاست
  8. عاشقاست
  9. بگویماست
  10. چندیناست
  11. دهاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.