غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

عشق جمال جانان دریای آتشین است

گر عاشقی بسوزی زیرا که راه این است

۱

جایی که شمع رخشان ناگاه بر فروزند

پروانه چون نسوزد کش سوختن یقین است

۲

گر سر عشق خواهی از کفر و دین گذر کن

کانجا که عشق آمد چه جای کفر و دین است

۳

عاشق که در ره آید اندر مقام اول

چون سایه‌ای به خواری افتاده در زمین است

۴

چون مدتی برآید سایه نماند اصلا

کز دور جایگاهی خورشید در کمین است

۵

چندین هزار رهرو دعوی عشق کردند

برخاتم طریقت منصور چون نگین است

۶

هرکس که در معنی زین بحر بازیابد

در ملک هر دو عالم جاوید نازنین است

۷

کاری قوی است عالی کاندر ره طریقت

بر هر هزار سالی یک مرد راه‌بین است

۸

تو مرد ره چه دانی زیرا که مرد ره را

اول قدم درین ره بر چرخ هفتمین است

۹

عطار اندرین ره جایی فتاد کانجا

برتر ز جسم و جان است بیرون ز مهر و کین است

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: استقافیه: ـین۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. فروزنداست
  3. کناست
  4. اولاست
  5. اصلااست
  6. کردنداست
  7. بازیابداست
  8. طریقتاست
  9. رااست
  10. کانجااست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.