رهی کان ره نهان اندر نهان است
چو پیدا شد عیان اندر عیان است
۱چه میگویم چه پیدا و چه پنهان
که این بالای پیدا و نهان است
۲چه میگویم چه بالا و چه پستی
که این بیرون ازین است و از آن است
۳چه میگویم چه بیرون چه درون است
که بیرون و درون گفتِ زبان است
۴چه گویم آنچه هرگز کس نگفته است
چه دانم آنکه ، هرگز کس ندان است
۵گمانی چون برم چون کس نبرده است
نشانی چون دهم چون بینشان است
۶مکن روباه بازی شیر مردا
خموشی پیشه کن کاین ره عیان است
۷برو از پوست بیرون آی کاین کار
نه کار توست کار مغز جان است
۸برو عطار و ترک این سخن گیر
که این را مستمع در لامکان است
۹