غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۱ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

برقع از خورشید رویش دور شد

ای عجب هر ذره‌ای صد حور شد

۱

همچو خورشید از فروغ طلعتش

ذره ذره پای تا سر نور شد

۲

جملهٔ روی زمین موسی گرفت

جملهٔ آفاق کوه طور شد

۳

چون تجلی‌اش به فرق که فتاد

طور با موسی ،  ز هم مهجور شد

۴

فوّت خورشید نبود سایه را

لاجرم آن آمد این مقهور شد

۵

قطره‌ای آوازهٔ دریا شنید

از طمع شوریده و مغرور شد

۶

مدتی می‌رفت چون دریا بدید

محو گشت و تا ابد مستور شد

۷

چون در آن دریا نه بد دید و نه نیک

نیک و بد آنجایگه معذور شد

۸

هر دوعالم انگبین صرف بود

لاجرم چون خانهٔ زنبور شد

۹

زانگبین چون آن همه زنبور خاست

هر یکی هم زانگبین مخمور شد

۱۰

قسم هر یک زانگبین چندان رسید

کز خود و از هر دو عالم دور شد

۱۱

سایه چون از ظلمت هستی برست

در بر خورشید نورالنور شد

۱۲

همچو این عطار بس مشهور گشت

همچو آن حلاج بس منصور شد

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شدقافیه: ـور۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شدشد
  2. طلعتششد
  3. گرفتشد
  4. فتادشد
  5. راشد
  6. شنیدشد
  7. بدیدشد
  8. نیکشد
  9. بودشد
  10. خاستشد
  11. رسیدشد
  12. برستشد
  13. گشتشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.