ذوق وصلت به هیچ جان نرسد
شرح رویت به هر زبان نرسد
۱سر زلفت به دست چون آرم
دست موری به آسمان نرسد
۲با سرِ زلفِ تو ، دو عالم را
سر یک موی امتحان نرسد
۳نرسد بوی زلف تو به دلم
تا که کار دلم به جان نرسد
۴ماه خواهد که چون رخ تو بود
عمرها گردد و بدان نرسد
۵پیش خطت که رایج است به خون
هیچکس را خط امان نرسد
۶تا قیامت چو طوطی خط تو
هیچ طوطی شکرفشان نرسد
۷عقل را زاب زندگانی تو
تا نمیرد ز خود نشان نرسد
۸گرچه کس نیست ، چون تو ، موی میان
هر دو کونت فرا میان نرسد
۹کاروان تواند خلق و ز تو
بیش گردی به کاروان نرسد
۱۰برسد صد هزار باره جهان
که نظیر تو در جهان نرسد
۱۱وصل تو چون به جان نمییابند
به چو من کس به رایگان نرسد
۱۲آتش عشق تو چو شعله زند
هیچ کس را از او امان نرسد
۱۳تا ابد دل ز سود برگیرد
هر که را در رهت زیان نرسد
۱۴کردهام دل کباب و اشک شراب
که مرا چون تو میهمان نرسد
۱۵آن زمان کت به جان بخواهم جست
برسد جان و آن زمان نرسد
۱۶تا که عطار را بیان تو هست
هیچ گوینده را بیان نرسد
۱۷