چه شاهدی است که با ماست در میان امشب
که روشن است ز رویش همه جهان امشب
۱نه شمع راست شعاعی، نه ماه را تابی
نه زهره راست فروغی در آسمان امشب
۲میان مجلس ما صورتی همی تابد
که آفتاب شد از شرم او نهان امشب
۳بسی سعادت از این شب پدید خواهد شد
که هست مشتری و زهره را قران امشب
۴شبی خوش است و ز اغیار نیست کس بر ما
غنیمت است ملاقات دوستان امشب
۵دمی خوش است مکن صبح دم دمی سردی
که همدم است مرا یار مهربان امشب
۶میان ما و تو امشب کسی نمی گنجد
که خلوتی است مرا با تو در نهان امشب
۷بساز مطرب از آن پردههای شور انگیز
نوای تهنیت بزم عاشقان امشب
۸همه حکایت مطبوع درد عطار است
ترانهٔ خوش شیرین مطربان امشب
۹