بخش نوزدهم

(۱۴) سخن گفتن آن مرد در غیبت عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بزرگی بود می‌گفت و شنود او

بسی گرد جهان گردیده بود او

۱

یکی گفتش که ای دانای دمساز

کرا دیدی کزو گوئی سخن باز

۲

چنین گفت او که گشتم هفت اقلیم

ندیدم در جهان جز یک کس و نیم

۳

یکی آن بود مانده در پسی او

که نه نیک و نه بد گفت از کسی او

۴

ولکین نیمهٔ آن بود کز عز

بجز نیکو نگفت از خلق هرگز

۵

ترا تانیک و بد همراه باشد

نه دل بینا نه جان آگاه باشد

۶

ولیکن چون نه این ماند نه آنت

بسرّ قدس مشغولست جانت

۷

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش نوزدهم (۱۶ شعر) قرار دارد.