باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار
شمارهٔ ۱۶ عطار
جان رفت و به ذوق زندگانی نرسید
تن رفت و به هیچ کامرانی نرسید
وین غمکش شبرو که دلش میخوانند
هرگز روزی به شادمانی نرسید
باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار
جان رفت و به ذوق زندگانی نرسید
تن رفت و به هیچ کامرانی نرسید
وین غمکش شبرو که دلش میخوانند
هرگز روزی به شادمانی نرسید
این شعر در مجموعهٔ باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار (۳۰ شعر) قرار دارد.