باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
شمارهٔ ۱ عطار
دردا که دلم بوی دوایی نشنود
در وادی عشق مرحبایی نشنود
وز قافلهای که اندرین بادیه رفت
عمری تک زد بانگ درایی نشنود
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
دردا که دلم بوی دوایی نشنود
در وادی عشق مرحبایی نشنود
وز قافلهای که اندرین بادیه رفت
عمری تک زد بانگ درایی نشنود
این شعر در مجموعهٔ باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن (۴۵ شعر) قرار دارد.