باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شمارهٔ ۱۳ عطار
بستیم میان و خون دل بگشادیم
پندار وجود خود ز سر بنهادیم
ما را چه کنی ملامت، ای دوست که ما
در وادی بینهایتی افتادیم
باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
بستیم میان و خون دل بگشادیم
پندار وجود خود ز سر بنهادیم
ما را چه کنی ملامت، ای دوست که ما
در وادی بینهایتی افتادیم
این شعر در مجموعهٔ باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید (۹۴ شعر) قرار دارد.