از خدای خویشتن غافل مباش
غافلانه در ره باطل مباش
۱جای گریه است این جهان دروی مخند
چشم عبرت برگشای و لب به بند
۲همچو مور از حرص هر سوی مرو
پند ناصح را بگوش جان شنو
۳ای پسر کودک نهٔ بازی مکن
کار با شیطان بانبازی مکن
۴نفس بد را در گنه یاری مده
عمر بر باد از تبه کاری مده
۵هر کجا تهمت بود آنجا مرو
راه حق را همچو نابینا مرو
۶دشمنی داری از او ایمن مباش
زیر سقف بی ستون ساکن مباش
۷در ره فسق و هوا مرکب متاز
خویشتن را سخرهٔ شیطان مساز
۸چون سفر در پیش داری زادگیر
عمر خود را سر بسر هم باد گیر
۹ای پسر اندیشه از اغلال کن
نفس بد را با لگد پا مال کن
۱۰تا نه سوزی سازگاری پیشه کن
از عذاب و قهر حق اندیشه کن
۱۱جمله را چون هست بر دوزخ گذر
جای شادی نیست با چندین خطر
۱۲آتشی در پیش داری ای فقیر
هیچ خوفت نیست از نار سقیر
۱۳عقبه در راهست و بارت بس گران
نگذرد بارت بسعی دیگران
۱۴داری اندر پیش روز رستخیز
از خدایت نیست امکان گریز
۱۵ای پسر راه شریعت پیش گیر
ره روی ترک هوای خویش گیر
۱۶ای برادر باش با فرمان حق
تا بیابی جنت و رضوان حق
۱۷گردن از حکم خدای خود متاب
تا نمانی روز محشر در عذاب
۱۸تا بیابی در بهشت عدن جای
شفقتی بنمای با خلق خدای
۱۹تا دهندت جای در دارالسلام
با فقیران روز و شب می ده طعام
۲۰شاد اگر سازی درون خسته را
باز یابی جنت در بسته را
۲۱