غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۵۷ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آنکه از بوی بهارش رنگ امکان ریختند

گرد راهش جوش زد آثار اعیان ریختند

۱

شاهد بزم خیالش تا درد طرف نقاب

آرزوها شش جهت یک‌چشم حیران ریختند

۲

تا دم‌ کیفیت مجنون او آمد به یاد

سینه‌چاکان ازل صبح از گریبان ریختند

۳

آسمان زان چشم شهلا چشمکی اندیشه کرد

از کواکب در کنارش نرگسستان ریختند

۴

حیرتی زد جوش از آن نقش قدم در طبع خاک

تا نظر واکرد بر فرقش گلستان ریختند

۵

از هوای سایهٔ دست کرم دربار او

ابرها در جلوه آوردند و باران ریختند

۶

طرفی از دامانش افشاندند هستی زد نفس

وز خرامش یاد کردند آب حیوان ریختند

۷

از حضور معنی‌اش بی‌پرده شد اسرار ذات

وز ظهور جسم او آیینهٔ جان ریختند

۸

نام او بردند اسمای قدم آمد به عرض

از لب او دم زدند آیات قرآن ریختند

۹

از جمالش صورت علم ازل بستند نقش

وز کمالش معنی تحقیق انسان ریختند

۱۰

غیر ذاتش نیست بیدل در خیال‌آباد صنع

هرچه این بستند نقش و هر قدر آن ریختند

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: ریختندقافیه: ـان۹ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«ریختند» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. ریختندریختند
  2. نقابریختند
  3. یادریختند
  4. کردریختند
  5. خاکریختند
  6. اوریختند
  7. نفسریختند
  8. ذاتریختند
  9. عرضریختند
  10. نقشریختند
  11. صنعریختند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.