غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۷۵ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

حاصل عافیت آنها که به دامن‌کردند

چو خموشی نفس سوخته خرمن کردند

۱

دل ز هستی چه خیال است مکدر نشود

از نفس‌خانهٔ این آینه روشن کردند

۲

شعلهٔ دردم و تنن لاله‌ستان می‌جوشم

هرکجا داغ تو بود آینهٔ من‌کردند

۳

آه ازین جلوه‌فروشان مروّت دشمن

کز تغافل چقدر آینه آهن‌کردند

۴

جلوه آنجاکه بهار چمن بیرنگیست

صیقل آینه موقوف شکستن کردند

۵

در مقامی ‌که تمنا به خیالت می‌سوخت

شرری جست ز دل وادی ایمن ‌کردند

۶

چون نفس جرات جولان چقدر بیدردی‌ست

پای ما راکه ز دل آبله دامن‌کردند

۷

نوبهار آنهمه مشاطگی خاک نداشت

خون ما زنخت به این رنگ‌که‌گلشن‌کردند

۸

نرگسستان جهان وعده‌گه دیداری‌ست

کز تحیر همه جا آینه خرمن ‌کردند

۹

ای خوش آن موج‌که در طبع‌گهر خاک شود

عجز بالیدهٔ ما را رگ گردن‌ کردند

۱۰

زخم درکیش ضعیفی اثر ایجاد رفوست

کشتهٔ رشکم ازآن تیغ‌که سوزن‌کردند

۱۱

یک سپند آنهمه سامان نفروشد بیدل

عقده‌ای داشت دل سوخته شیون‌ کردند

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کردندقافیه: ـن۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. دامن‌کردندکردند
  2. نشودکردند
  3. می‌جوشممن‌کردند
  4. دشمنآهن‌کردند
  5. بیرنگیستکردند
  6. می‌سوختایمن‌کردند
  7. بیدردی‌ستدامن‌کردند
  8. نداشترنگ‌که‌گلشن‌کردند
  9. دیداری‌ستخرمن‌کردند
  10. شودکردند
  11. رفوستسوزن‌کردند
  12. بیدلکردند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.