غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰۰ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به‌ گفتگوی کسان مردمی که می‌لافند

چو خط به معنی خود نارسیده حرافند

۱

مباش غره انصاف کاین نفس‌بافان

به پنبه‌کاری مغز خیال ندافند

۲

توانگری‌که دم از فقر می‌زند غلط است

به موی‌کاسهٔ چینی نمد نمی‌بافند

۳

تهیهٔ سپر از احتراز کن کامروز

به قطع هم‌، بد ونیک زمانه سیافند

۴

سخن چه عرض نجابت دهد در آن محفل

که سیم و ‌‌زر نسبان همچو جدول اشرافند

۵

غرض ز صحبت اگر پاس آبرو باشد

حذر کنید که ابنای جاه اجلافند

۶

در بهشت معانی به رویشان مگشا

که این جهنمی چند ننگ اعرافند

۷

به‌علم‌پوچ چوجهل مرکبند بسیط

به فطرت کشفی درسگاه ‌کشافند

۸

ز وضعشان مطلب نیم نقطه همواری

که‌ یک قلم به خم و پیچ سرکشی ‌کافند

۹

تمام بیهوده گویند و نازکی این است

که چشم بر طمع ریشخند انصافند

۱۰

ازین خران مطلب مردمی‌ که چون‌گرداب

به موج آب منی غرق ‌تا لب نافند

۱۱

به خاک تیره مزن نقد ابرو بیدل

درین دیارکه کوران چند صرافند

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـافند۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌لافندحرافند
  2. نفس‌بافانندافند
  3. استنمی‌بافند
  4. کامروزسیافند
  5. محفلاشرافند
  6. باشداجلافند
  7. مگشااعرافند
  8. بسیطدرسگاه‌کشافند
  9. همواریسرکشی‌کافند
  10. استانصافند
  11. چون‌گردابنافند
  12. بیدلصرافند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.