بیخودی امشب پر و بال فغانی میشود
گر ندارد مدعا باری بیانی میشود
۱هیچ وضعی درطریق جستجو بیکار نیست
پای خوابآلود هم سنگ نشانی میشود
۲نشئهٔ تسلیم حاصل کن که مشتی خاک را
باد هم گر میبرد تخت روانی میشود
۳موج این دریا به سعی ناخدا محتاج نیست
کشتی ما را شکستن بادبانی میشود
۴چون لطافت تهمتآلود کدورت شد بلاست
سایهٔ بال پری کوه گرانی میشود
۵رخ مپوش از من که چشم حسرتآهنگ مرا
هر سر مژگان پر و بال فغانی میشود
۶عاجزم چندانکه در عرض ضعیفیهای من
ناله گر باشد نگاه ناتوانی میشود
۷گر چنین باشد فشار حسرت بال هما
مغزها آخر ز خشکی استخوانی میشود
۸بس که گرمیهای صحبت پرفشان وحشت است
آتش این کاروان هم کاروانی میشود
۹راحت جاوید در ضبط عنان آرزوست
بال و پر گر جمع گردد آشیانی میشود
۱۰سیر حق بیدل به قدر ترک اسباب است و بس
سوی او از هرچه برگردی عنانی میشود
۱۱