پیری وداع عمر سبکبال وانمود
موی سفید آب به غربال وانمود
۱این جنس اعتبار که در کاروان ماست
خواهد غبار مانده به دنبال وانمود
۲جایی که شرم نم کشد از گیر و دار جاه
نتوان به کوس شهرت اقبال وانمود
۳ما و من از فسون تعلق بهار کرد
پرواز رنگها ز پر و بال وانمود
۴عشق آنچه خواند دربر ما زلف وکاکلش
بر زاهدان، سلاسل و اغلال وانمود
۵زان نقطهای که زد دل مجنونش انتخاب
لیلی به جمع لالهرخان خال وانمود
۶ما را به هرچه عشق فروشد کمال ماست
بسپرد هر متاع و به دلال وانمود
۷رمز عدم ز هیچ لبی پرده در نشد
وصف دهان او همه را لال وانمود
۸کلکیکهگشت محرم مکتوب عجز ما
سطری اگر نمود همان نال وانمود
۹هرجا چو سایه نامهٔ عبرت گشودهایم
باید همین سیاهی اعمال وانمود
۱۰حیرت بهکار دل گرهی زد که چون گهر
نتوانش نیم عقده به صد سال وانمود
۱۱بیدل ز عبرتی که در آیینهٔ حیاست
ما را بس ست اگر همه تمثال وانمود
۱۲