غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۲۶ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کامجویان اندکی بر مطلب استغنا زنید

یک تغافل برخیال پوچ پشت پا زنید

۱

غنچه دارد لذّت سربستهٔ عیش بهار

لب اگر آید بهم ‌بوسی بر آن لبها زنید

۲

سیلی امواج وقف خانه بر دوش حباب

لنگری چون موج ‌گوهر در دل دریا زنید

۳

شمع می‌گوید که ای در بند خواب افسردگان

شعله هم آب است ‌گر بر روی غفلت وازنید

۴

ذوق حال از نام استقبال باطل می‌شود

نیست امروز آنقدر فرصت‌ که بر فردا زنید

۵

گر برون تازید از آرایش نام و نشان

تخت آزادی به دوش همّت عنقا زنید

۶

رنگ گل ‌را ترجمان ‌گر غنچه ‌باشد خوش اداست

خنده‌ها چون باده باید از لب مینا زنید

۷

کلفت خمیازه از درد شکستن بدتر است

تا به‌ کی حسرت ‌کشد سنگی به جام ما زنید

۸

زان پری جز بی‌‌نشانی برنمی‌دارد نقاب

تا ابد گر شیشهٔ تحقیق بر خارا زنید

۹

عمرها شد ناز فطرت سرنگون خجلت است

دامن گردی که دارید اندکی بالا زنید

۱۰

بیدل از ساز نفس این نغمه می‌آید به‌گوش

کای اسیران خانه زندان است بر صحرا زنید

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: زنیدقافیه: ـا۱۰ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. زنیدزنید
  2. بهارزنید
  3. حبابزنید
  4. افسردگانوازنید
  5. می‌شودزنید
  6. نشانزنید
  7. اداستزنید
  8. استزنید
  9. نقابزنید
  10. استزنید
  11. به‌گوشزنید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.