غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۲۵ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

زندگی افسرد فال شوخی سودا زنید

انتخاب عالم‌آشوبی ازین اجزا زنید

۱

چند چون‌ گرداب باید بود محو پیچ و تاب

بر امید ساحلی چون موج دست و پا زنید

۲

بر فروغ شمع بیداد نفس تیغ است و بس

چند چون زنگار بر آیینهٔ دلها زنید

۳

شور توفان حوادث بر محیط افتاده است

بعد ازین چون موج می بر کشتی صهبا زنید

۴

باز آغوش دم تیغی مهیا کرده‌ایم

خنده‌‌ای از بخیه می‌باید به زخم ما زنید

۵

جلوه در کار است غفلت چند ای بی‌حاصلان

چشم خواب‌آلود خود را یک دو مژگان پا زنید

۶

راحتی ‌گر هست در آغوش ترک مدعاست

احتیاج آشوبها دارد به استغنا زنید

۷

سیر نیرنگ جهان وقف تغافل خوشتر است

نعل واژونی به پای دیدهٔ بینا زنید

۸

شعله‌سان چند از رگ گردن علم افراشتن

سکهٔ افتادگی یک ره چو تقش پا زنید

۹

بستن مژگان به چندین شمع دامن می‌زند

یک شبیخون برصف اندیشهٔ دنیا زنید

۱۰

از پر عنقا صدایی می‌رسد کای غافلان

موج بسیار است اگر بیرون این در پا زنید

۱۱

معنی آرام بیدل می‌توان معلوم کرد

گر به رنگ موج بر قلب ‌تپیدن‌ها زنید

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: زنیدقافیه: ـا۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. زنیدزنید
  2. تابزنید
  3. بسزنید
  4. استزنید
  5. کرده‌ایمزنید
  6. بی‌حاصلانزنید
  7. مدعاستزنید
  8. استزنید
  9. افراشتنزنید
  10. می‌زندزنید
  11. غافلانزنید
  12. کردزنید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.