دل خلوت اندیشهٔ یار است ببینید
این آینه در شغل چهکار است ببینید
۱زان پیش که بر خرمن ما برق فرو شد
آن شعله که امروز شرار است ببینید
۲در بحر چو گوهر نتوان چشم گشودن
امروز که گوهر به کنار است ببینید
۳بر نسخهٔ هستی مپسندید تغافل
هرچند خطش جمله غباراست ببینید
۴حرفیست به نقش آمده نیرنگ دو عالم
دیگر به شنیدن چه مدار است ببینید
۵سرمایهٔ هر ذره ز خورشید مثالیست
این قبافلهها آینهبار است ببینید
۶ازکثرت آیینهٔ رعنایی آن گل
هر بلبل ازین باغ هزار است ببینید
۷از حلقهٔ زنجیر تحیر نتوان جست
هر ششجهت آیینه دچار است ببینید
۸از جلوه چه لازم به خیال آینه چیدن
ای غیرپرستان همه یار است ببینید
۹هرگه مژه برهم رسد این باغ خزان است
تا فرصت نظاره بهار است ببینید
۱۰هرجا نم اشکی بتپد در کف خاکی
ای خوشنگهان بیدل زار است ببینید
۱۱