غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۰۸ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به عجز کوش و تک و تاز دیگر آسان‌ گیر

به رنگ آبله چندی زمین به دندان گیر

۱

به سربلندی اقبال اعتبار مناز

چو شمع تا ته پا عالم گریبان گیر

۲

به دست طاقت اگر اختیار گیرا نیست

عصا ز کف مفکن دست ناتوانان گیر

۳

به عالم‌ کرم آداب جود بسیار است

وضوکن از عرق آنگاه نام احسان‌گیر

۴

شکست دل ز بنای امید خلق نرفت

عمارتی که به این رونق است ویران گیر

۵

برون نقش قدم‌،‌ گردی از تسلی نیست

سراغ مقصد تسلیم خاکساران گیر

۶

به عرض شیشهٔ افلاک و نقش پردهٔ خاک

قدت دمی که خم آورد طاق نسیان گیر

۷

کمینگران طلب بوی یار در نظرند

رفیق منتظران باش و راه کنعان گیر

۸

دلیل مقصد اگر رفت و آمد نفس است

ز فرق تا قدم خود کف پشیمان گیر

۹

به دستگاه دل جمع هیچ صحرا نیست

چو جیب غنچه به یک چین هزار دامان گیر

۱۰

نگاه وارت اگر ذوق عافیت باشد

وطن میانهٔ دیوارهای مژگان گیر

۱۱

حضور غیبت یاران یقین نشد بیدل

جز اینقدر که لگد افکنند و دندان گیر

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: گیرقافیه: ـان۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«گیر» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. گیرگیر
  2. منازگیر
  3. نیستگیر
  4. استاحسان‌گیر
  5. نرفتگیر
  6. نیستگیر
  7. خاکگیر
  8. نظرندگیر
  9. استگیر
  10. نیستگیر
  11. باشدگیر
  12. بیدلگیر

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.