سینه چاک یک جهان گرد هوس بالیدهام
صبح آزادی چه حرف است این قفس بالیدهام
۱طمطراق گفتگوی بیاثر فهمیدنیست
کاروانی چند آواز جرس بالیدهام
۲انفعال همتم، ننگ جهان فطرتم
آرزویی در دماغ بوالهوس بالیدهام
۳در خرابات ظهورم نام هستی تهمتیست
چون حباب جرم مینا بینفس بالیدهام
۴سوختن هم مفت فرصت بود اما مایهکو
پهلوی خشکی به قدر یک دو خس بالیدهام
۵هر غباری در هوای دامنی پر میزند
من هم ای حسرتکشان زین دسترس بالیدهام
۶نالهام اما نمیگنجم درین نه انجمن
یارب این مقدار در یاد چه کس بالیدهام
۷غیر دریا چیست افسون مایهٔ ناز حباب
میدرم پیراهنت بر خود ز بس بالیدهام
۸بیدل از ساز ضعیفیهای من غافل مباش
صور میخندد طنینی کز مگس بالیدهام
۹