غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۹۷ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

مرده‌ام اما همان خجلت طراز هستی‌ام

با عرق چون شمع می‌جوشد گداز هستی‌ام

۱

رنگ این پرواز حیرانم‌ کجا خواهد شکست

چون نفس عمری‌ست ‌گرد ترکتاز هستی‌ام

۲

کاش چشمم وانمی‌گردید از خواب عدم

منفعل شد نیستی از امتیاز هستی‌ام

۳

حاصل چندین امل چشمی بهم آوردن است

بگذر از افسانهٔ دور و دراز هستی‌ام

۴

بر هوا چند افکنم سجادهٔ ناز غبار

سجده‌ای می‌خواهد ارکان نماز هستی‌ام

۵

نقش من چون اشک شوخی ‌کرد و از خجلت‌ گداخت

کاش هم در پرده خون می‌گشت راز هستی‌ام

۶

چون حبابم یک نفس پرواز و آن هم در قفس

ای ز من غافل چه می‌پرسی ز ساز هستی‌ام

۷

صبح پیری می‌دمد ای شمع ما و من خموش

جز نفس مشکل که گیرد شاهباز هستی‌ام

۸

چشمکم را چون شرر دنبالهٔ تکرار نیست

پر تغافل پیشه است ابروی ناز هستی‌ام

۹

سرنگونیهای خجلت تحفهٔ بیحاصلی‌ست

کیست غیر از یأس بیند بر نیاز هستی‌ام

۱۰

بیدل از منصوبهٔ عنقایی‌ام غافل مباش

نقد اظهاری ندارم پاکباز هستی‌ام

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: هستی‌امقافیه: ـاز۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. هستی‌امهستی‌ام
  2. شکستهستی‌ام
  3. عدمهستی‌ام
  4. استهستی‌ام
  5. غبارهستی‌ام
  6. گداختهستی‌ام
  7. قفسهستی‌ام
  8. خموشهستی‌ام
  9. نیستهستی‌ام
  10. بیحاصلی‌ستهستی‌ام
  11. مباشهستی‌ام

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.