سر خط نازیست امشب زخمهای سینهام
جوهر تیغ که گل کردهست از آیینهام
۱شعله گر بارد فلک در عالم فقرم چه باک
حصن سنگینیست گرد خرقهٔ پشمینهام
۲چون گلم در نیستی پرواز هستی بود و بس
تازه شد از خاک گشتن کسوت پارینهام
۳میتوان حال درون دیدن ز بیرون حباب
امتحان دل عبث وا میشکافد سینهام
۴با وجود حیرتم صورت نبست آسودگی
خانه بر دوش تماشای تو چون آیینهام
۵ناروایی در مزاج شوق معنیها گداخت
ای بسا گوهر که گردید آب در گنجینهام
۶خرقهٔ ناموس رسوایی کشد از احتیاط
بخیهها بر روی کار افتاد لیک از پینهام
۷مدعی گو جمع دارد دل ز داغ انتقام
روشن است از آتش یاقوت دود کینهام
۸انتظار فرصت از مخمور شوقت بردهاند
جام تا در گردش آمد شنبه است آدینهام
۹گر ادب بیدل نپیچد پنجهام در آستین
میکند گل از گریبان حسرت دیرینهام
۱۰