غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۸۰ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نمی‌باشد تهی یک پرده از آهنگ تسخیرم

زهستی تا عدم پیچیده است آواز زنجیرم

۱

چو خاکستر شوم‌، داغم به مرهم آشنا گردد

گداز خویش دارد چون تب اخگر تباشیرم

۲

جبین از آستان سینه صافان برنمی‌دارم

چو حیرت آب این آیینه‌ها کرده‌ست تسخیرم

۳

چرا صیاد چیند دامن ناز از غبار من

که چون آب‌گهر رنگی ندارد خون نخجیرم

۴

دم پیری سواد ناامیدی کرده‌ام روشن

غبار زندگی چون مو نمودارست ازین شیرم

۵

ببینم تا کجا تسکین رسد آخر به فریادم

درین محفل نفس عمری‌ست از دل می‌کشد تیرم

۶

غباری هم ز من پیدا نشد در عرصهٔ امکان

جهان آیینه و من مردهٔ یک آه تاثیرم

۷

فلک صد سال می‌باید که خم بر گردنم بندد

به این فرصت که تا سر در گریبان برده‌ام سیرم

۸

ز بس دارد دماغ همتم ننگ گرفتن‌ها

اگرتا حشر گم باشم سراغ خود نمی‌گیرم

۹

دم عیسی سحر در آستین کلک نقاشی

که پرواز نفس دارد به یادش رنگ تصویرم

۱۰

فنای جسم می‌گوبند حشری درکمین دارد

خجالت مزد ناکامی به مردن هم نمی‌میرم

۱۱

تب و تاب نفس صید کشاکش داردم بیدل

گرفتارم نمی‌دانم به دست کیست زنجیرم

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـیرم۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. تسخیرمزنجیرم
  2. گرددتباشیرم
  3. برنمی‌دارمتسخیرم
  4. مننخجیرم
  5. روشنشیرم
  6. فریادمتیرم
  7. امکانتاثیرم
  8. بنددسیرم
  9. گرفتن‌هانمی‌گیرم
  10. نقاشیتصویرم
  11. داردنمی‌میرم
  12. بیدلزنجیرم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.