در عالم حق شهرت باطل چه فروشم
جنسم همه لیلیست به محمل چه فروشم
۱کفرست فضولی به ادبگاه حقیقت
در خانهٔ خورشید دلایل چه فروشم
۲قانون ادب غلغل تقریر ندارد
دف نیستم افسون جلاجل چه فروشم
۳نقد همه پوچ است چه دانا و چه نادان
در مدرسهٔ وهم مسایل چه فروشم
۴بر نقد هنرکیسهٔ حاجت نتوان دوخت
ملا نیام اجزای رسایل چه فروشم
۵جمعیت دل شکوهٔ کوشش نپسندد
گردی ز رهم نیست به منزل چه فروشم
۶عمریست که بازارکرم گرد کسادست
اینجا بهجز آب رخ سایل چه فروشم
۷آیینهٔ تحقیق ز تمثال مبراست
حیران خیالم به مقابل چه فروشم
۸سودایی اوهام تعلق نتوان زیست
ای هرزه خیالان همه جا دل چه فروشم
۹بیمایگی رنگ اثر منفعلم کرد
خونم همه آب است به قاتل چه فروشم
۱۰در بحر به آبی گهرم را نخریدند
خشکم ز تحیرکه به ساحل چه فروشم
۱۱اظهار قماش همه کس نقص و کمالیست
آیینه ندارم من بیدل چه فروشم
۱۲