غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۲۵ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چراغ خامشم حسرت نگاه محفل خویشم

سپند پای تا سر داغم اما بر دل خویشم

۱

نفس آخر شد و من همچنان زندانی جسمم

ندارم ریشه و دلبسته ی آب و گل خویشم

۲

ز خود برخاستن اقبال خورشید است شبنم را

در آغوشست یار اما همین من مایل خویشم

۳

نمی‌خواهم‌که پیمان طلب باید شکست از من

وگرنه هرکجا ازپا نشستم منزل خویشم

۴

به چشم آفرینش نیست چون من عقدهٔ اشکی

چکیدنها اگر دستم نگیرد مشکل خویشم

۵

خجالت بایدم چون‌گل کشید از دامن قاتل

که من واقف ز جرأت های خون بسمل خویشم

۶

چه شد تخمم درین مزرع پر و بال شرر دارد

به صحرای دگر خرمن طراز حاصل خویشم

۷

اگر صد عمر گردد صرف پروازم درین‌ گلشن

همان چون‌گل قفس پروردهٔ چاک دل خویشم

۸

ز دریای قناعت سیر چشمی‌گوهری دارم

همه‌ گر قطره باشم قلزم بیحاصل خویشم

۹

غم و شادی مساوی‌کرد بر من بی‌تمیزیها

به دام و آشیان ممنون صید غافل خویشم

۱۰

دم تیغم ز یاد انتقام خصم می‌ریزد

مروت جرأتی دارم‌ که ‌گوی قاتل خویشم

۱۱

عبارتهاست اینجا حاصل مضمون چه می‌پرسی

دو عالم عرض حاجت دارم اما سایل خویشم

۱۲

به خلوتخانهٔ تحقیق غیر از حق نمی‌گنجد

من بی‌کار در رفع خیال باطل خویشم

۱۳

سراغ رفتن عمری‌ست عرض هستی‌ام بیدل

چو صبحم تا نفس باقی‌ست‌ گرد محمل خویشم

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: خویشمقافیه: ـل۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. خویشمخویشم
  2. جسممخویشم
  3. راخویشم
  4. منخویشم
  5. اشکیخویشم
  6. قاتلخویشم
  7. داردخویشم
  8. گلشنخویشم
  9. دارمخویشم
  10. بی‌تمیزیهاخویشم
  11. می‌ریزدخویشم
  12. می‌پرسیخویشم
  13. نمی‌گنجدخویشم
  14. بیدلخویشم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.