غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۲۸ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نیست محروم تماشا جوهر اندر آینه

جلوه می‌خواهی نگه می‌پرور اندر آینه

۱

دل چو روشن شد هنرها محو حیرت می‌شود

موج جوهر کم زند بال و پر اندر آینه

۲

حیف آگاهی‌ که باشد مایل و هم دویی

گر به معنی آشنایی منگر اندر آینه

۳

صانع از مصنوع اگر جویی به جز مصنوع نیست

عکس می‌گردد عیان اسکندر اندر آینه

۴

بس که پیدایی درین تهمت سرا آلودگی‌ست

دامن تمثال می‌بینم تر اندر آینه

۵

رنگ حال نیک و بد می‌بینم اما خامشم

سرمه دارم درگلو چون جوهر اندر آینه

۶

هیچ نقشی بر دل آگاه نفروشد ثبات

می‌نماید کوه هم بی‌لنگر اندر آینه

۷

دل مصفاکرده را از خودنمایی چاره نیست

بیند اول خویش را روشنگر اندر آینه

۸

حسن بیرنگی‌که عالم صورت نیرنگ اوست

عرض تمثال‌که دارد باور اندر آینه

۹

کیست دل‌ کز جلوهٔ طاقت‌گدازش جان برد

حسرت اینجا می‌شود خاکستر اندر آینه

۱۰

تا شود روشن‌که بیمار محبت مرده نیست

از نفس باید فکندن بستر اندر آینه

۱۱

بیدل اظهار هنر محرومی دیدار بود

خار راه جلوه‌ها شد جوهر اندر آینه

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: اندر آینهقافیه: ـر۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. آینهآینه
  2. می‌شودآینه
  3. دوییآینه
  4. نیستآینه
  5. آلودگی‌ستآینه
  6. خامشمآینه
  7. ثباتآینه
  8. نیستآینه
  9. اوستآینه
  10. بردآینه
  11. نیستآینه
  12. بودآینه

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.