جنون آنجا که میگردد دلیل وحشت دلها
به فریاد سپند از خود برون جستهست محفلها
۱به امید کدامین نغمه مینالی درین محفل
تپیدن داشت آهنگی که خون کردند بسملها
۲تلاش مقصدت برد از نظر سامان جمعیت
به کشتی چون عنان دادی رم آهوست ساحلها
۳درین محنتسرا گر بستر راحت هوس داری
نمالی سینه بر گردی که گیرد دامن دلها
۴به اصلاح فساد جسم سامان ریاضت کن
نم لغزش به خشکی میتوان برداشت از گلها
۵ز بیرنگی سبکروح آمدیم اما درین منزل
گرانی کرد دل چندان که بربستیم محملها
۶چو اشک از کلفت پندار هستی در گره بودم
چکیدم ناگه از چشم خود و حل گشت مشکلها
۷ز زخم بیامان احتیاج آگه نهای ورنه
به چندین خوندیت میخواهد آبروی سایلها
۸تو راحت بسمل و غافل که در وحشتگه امکان
چو شمع از جاده میجوشد پر پرواز منزلها
۹نوای هستی از ساز عدم بیرون نمیجوشد
گریبان محیط است آنکه میگویند ساحلها
۱۰خمار کامل از خمیازه ساغر میکشد بیدل
هجوم حسرت آغوش مجنون ریخت محملها
۱۱