چون حبابم، شیشهٔ دل هر کجا خواهد شکست
آن سوی نُه محفل امکان صدا خواهد شکست
۱ناتوانی گر به این سامان بساطآرا شود
عالمی طرف کلاه از رنگ ما خواهد شکست
۲سعی افسر گر سر ما را ز سودا وانداشت
آبله در دامن تسلیم پا خواهد شکست
۳صبر کن ای شیشه بر سنگ جفای محتسب
گردن این دشمن عشرت، خدا خواهد شکست
۴از تعصب، جاهلان دین هدا را دشمنند
عاقبت در چنگ این کوران، عصا خواهد شکست
۵فصل گل، ارباب تقوا را ز مستی چاره نیست
توبه موج باده خواهد گشت یا خواهد شکست
۶از تلاش ناتوانان حکم جرأت بردهاند
رنگ ما گر نشکند خود را، که را خواهد شکست؟
۷بر فسونهای امل مغرور جمعیت مباش
عمر معشوق است و پیمان وفا خواهد شکست
۸سخت دشوار است منع وحشت آزادگان
سرمه گردد کوه، اگر رنگ صدا خواهد شکست
۹دور گردون گر به کام ما نگردد، گو مگرد
ناامیدی هم خمار مدعا خواهد شکست
۱۰برگ گل ظلم است اگر خواهی بر آتش داشتن
دست بر خونم مزن، رنگ حنا خواهد شکست
۱۱ما به امید شکست توبه بیدل زندهایم
سخت پرهیزیست، گر بیمار ما خواهد شکست
۱۲