به رستم چنین گفت فرخنده زال
که برگیر کوپال و بفراز یال
۱برو تازیان تا به البرز کوه
گزین کن یکی لشکر همگروه
۲ابر کیقباد آفرین کن یکی
مکن پیش او بر درنگ اندکی
۳به دو هفته باید که ایدر بوی
گه و بیگه از تاختن نغنوی
۴بگویی که لشکر ترا خواستند
همی تخت شاهی بیاراستند
۵که در خورد تاج کیان جز تو کس
نبینیم شاها تو فریادرس
۶تهمتن زمین را به مژگان برفت
کمر برمیان بست و چون باد تفت
۷