غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۱ حافظ

شاعر
حافظ
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

درِ سرایِ مغان رُفته بود و آب‌زده

نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده

۱

سبوکشان همه در بندگیش بسته کمر

ولی ز تَرک کُله چتر بر سحاب زده

۲

شعاع جام و قدح نور ماه پوشیده

عذار مغ‌بچگان راه آفتاب زده

۳

عروس بخت در آن حجله با هزاران ناز

شکسته کسمه و بر برگ گل، گلاب زده

۴

گرفته ساغر عشرت فرشتهٔ رحمت

ز جرعه بر رخ حور و پری گلاب زده

۵

ز شور و عربدهٔ شاهدان شیرین‌کار

شکر شکسته، سمن ریخته، رباب زده

۶

سلام کردم و با من به روی خندان گفت

که ای خمارکشِ مفلسِ شراب‌زده

۷

که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای؟

ز گنج‌خانه شده خیمه بر خراب زده

۸

وصال دولت بیدار ترسمت ندهند

که خفته‌ای تو در آغوش بختِ خواب‌زده

۹

بیا به میکده حافظ که بر تو عرضه کنم

هزار صف ز دعاهای مستجاب‌ زده

۱۰

فلک جنیبه‌کش شاه نصرت‌الدین است

بیا ببین ملکش دست در رکاب زده

۱۱

خرد که ملهم غیب است بهر کسب شرف

ز بام عرش صدش بوسه بر جناب زده

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: زدهقافیه: ـاب۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. آب‌زدهزده
  2. کمرزده
  3. پوشیدهزده
  4. ناززده
  5. رحمتزده
  6. شیرین‌کارزده
  7. گفتشراب‌زده
  8. رایزده
  9. ندهندخواب‌زده
  10. کنمزده
  11. استزده
  12. شرفزده

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

فال حافظ

با نیت دل، از دیوان فال بگیرید

تعبیر کوتاه این غزل (برداشتی ادبی، نه پیشگویی)

فال از حال‌وهوای گشایش و شادی می‌گوید، اما یادآور می‌شود که فرصت با سستی و غفلت از دست می‌رود. با بیداری و همت، به استقبال فرصت‌ها برو و امیدت را حفظ کن.

نیت کن و فال بگیر

دربارهٔ حافظ

۶۹۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۵ شعر) قرار دارد.